عصر حاضر، عصر رويارويي رويكردهاي كلان سياستي به اداره بهتر امور جوامع است كه به طور كلي مباحث آن ها تحت عناوين حكمراني خوب يا اداره خوب مطرح ميشود. وجه مشترك تمامي اين رويكردها، اين است كه نظام حاكميت ملي با اقتدار، انسجام و يكپارچگي حداكثري و هزينه حداقلي، كشور را اداره كند. در اين ميان، يك راهبرد مطلوب براي دستيابي به چنين رويكردي اين است كه توان حاكميت در وظيفه ذاتي و اصلي خود كه همانا سياستگذاري، هدايت و نظارت است، متمركز شود و از امور تصديگري فاصله گيرد. نخستين دستاورد چنين راهبردي، كه همچنان از سوي بسياري از كشورها تجريه ميشود، واگذاري امور و فعاليتهاي اقتصادي به بخش غيردولتي ـ خصوصي ميباشد. زيرا فرض بر اين است كه اين بخش با مبنا قرار دادن راهبرد هزينه فايده براي اداره امور خود، رويكرد ارتقاي بهرهوري را در دستور كار قرار ميدهد و ميتواند از منابع ملي، مقرون به صرفهترين بهرهبرداري را به عمل آورد.
با اين حال، پس از مدت نه چندان كوتاهي محرز شد كه اعطاي ابتكار عمل حداكثري به بخش غيردولتي، نه تنها منافع ملي را در نگاه كلان آن تأمين نميكند، بلكه در مواردي به تضعيف جايگاه حاكميت ملي و همچنين بروز ناهماهنگي ميان بخشهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي نيز منجر شده است. لذا راهبرد بازآفريني دولت (در معناي عام خود شامل كل مجموعه حاكميت) مورد توجه و در دستور كار سياستگذاران قرار گرفت و ايده تاسيس نهادي موسوم به تنظيم مقررات يا رگولاتوري مطرح شد.
ساختار نهاد تنظيم مقررات به گونه اي پيش بيني شده كه بتواند به عنوان يك پل ارتباطي مطمئن ميان اركان حاكميتي و مجموعه ملي فعاليت كند. لذا در يك نگاه كلان، هر سه ركن اجرايي، تقنيني و قضايي حاكميت به فراخور از ظرفيتهاي آن بهره برداري ميكنند. اتخاذ راهبرد به حداقل رساندن طرح دعاوي در محاكم قضايي با رويكرد ارتقاي كيفيت رسيدگيهاي قضايي، موجب شده بخشي از دعاوي حقوقي در قالب داوري و بخشي از دعاوي كيفري در قالب رسيدگي به تخلفات، به نهاد تنظيم مقررات واگذار شود. در پرتو همين رويكرد، بخشهايي از حوزههاي نيازمند قانونگذاري كه صبغه اجرايي دارند و ميتوانند در آييننامههاي اجرايي بازتاب يابند، از دستور كار قوه قانون گذاري خارج و به نهاد تنظيم مقررات واگذار شده تا با نگاه اختصاصي و تخصصي خود به حوزه مورد نظر، قواعد و مقررات اجرايي لازمالرعايه را وضع كند. در نهايت، رويكرد كوچكسازي دولت (در معناي خاص و محدود خود به قوه مجريه) با راهبرد برچيدن نظام ديوان سالاري غيرضروري و شتاب بخشيدن به چرخهاي توسعه ملي، موجب شده بخشي از وظايف و اختيارات مربوط به صدور مجوزهاي فعاليت و نظارت بر حسن انجام تعهدات دارندگان آنها به اين نهاد واگذار گردد.
به اين ترتيب، نهاد تنظيم مقررات ملي را نبايد نماينده يك قوه از حاكميت ملي، بلكه به واقع مينياتوري از آن به شمار آورد كه ميكوشد با به كارگيري توانمنديهاي برگرفته از خاستگاه خود، يعني حاكميت ملي بزرگ، و همچنين ظرفيتهاي بخش غيردولتي، به تحقق اهداف حكمراني يا اداره خوب كشور جامه عمل بپوشاند.
يكي از دستاوردهاي نوين بشري كه دغدغه جدي حاكميتهاي ملي را براي حفظ نظم امور امنيتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع برانگيخته، فناوري اطلاعات و ارتباطات است. نفوذ اين فناوري در تار و پود جوامع طي مدت زمان نه چندان طولاني به حدي بوده كه از آن به مثابه يك فناوري تمدن ساز ياد ميكنند. قرار گرفتن آن در زمره فناوري پيشرفته و در عين حال كاربري نامحدود در امور خرد و كلان جامعه، مجموعه كم نظير يا حتي بي نظيري را رقم زده كه بشر تاكنون در ساير فناوريهاي دست پرورده خويش سراغ ندارد. در جامعه اطلاعاتي كه در فضاي موسوم به سايبر شكل گرفته، تقريباً هر امري با بهرهوري غير قابل مقايسه با نمونه فيزيكي خود در حال انجام و از اين روست كه هر كس از نگاه خويش ميكوشد حداكثر بهرهبرداري را از اين جامعه نوين به عمل آورد. لذا به سادگي مشاهده ميشود كه در يك بستر واحد، امور حاكميتي، با عناويني نظير دولت الكترونيكي، اداره الكترونيكي، قانون گذاري الكترونيكي و حتي دادگستري الكترونيكي، در كنار امور ساده و شخصي آحاد جامعه به انجام ميرسد.
قدري تأمل در گستره جامعه اطلاعاتي نوين و گوناگوني امور جاري در آن، ضروت وجود يك نهاد تنظيم مقررات توانمند، دانش بنيان و آگاه را آشكار ميسازد. زيرساختهاي ارتباط اين چنين جامعهاي به راستي راههاي مواصلاتي اصلي و فرعي آن را تشكيل ميدهند، نيازمند مديريت يكپارچه و منسجمند، وگرنه ممكن است امور حساس و حياتي جاري در آن متوقف و زيانهاي هنگفتي به كشور وارد آيد. برنامهريزي براي ايجاد شهرهاي الكترونيكي كه همان مراكز داده اينترنتياند و همچنين نظارت بر چگونگي اعطاي شناسههاي هويت الكترونيكي كه همان نامهاي دامنهاند، نقش مهم و تعيين كننده اين نهاد را عينيت ميبخشند.
در يك نگاه، نهاد تنطيم مقررات حوزه ارتباطات و فناوري اطلاعات ملي، قلب تپنده اطلاعاتي ملي است و هر چه اين دستگاه حياتي منظمتر و دقيقتر كار كند، فعاليت كارآمد و اثربخش ساير دستگاههاي اين پيكره تضمين ميگردد.
تشكيل كميسيون تنظيم مقررات ارتباطات، نخستين تجربه ملي در تاسيس مينياتور تخصصي و اختصاصي حاكميت ملي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات بوده است. بديهي است نخستين تجربهها با فراز و نشيبهاي گوناگوني همراهند و كميسيون به عنوان نهاد تنظيم مقررات و سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي به عنوان بازوي اجرايي آن نيز از اين امر مستثني نبودهاند. البته بخشي از اين تلاطم، به پويايي و دگرگونپذيري پيوسته اين فناوري مربوط ميشود و تصميمسازي و تصميمگيري به منظور انتظام بخشيدن به شاخهها و زيرشاخههاي آن، به نحوي كه پايداري نسبي را برقرار سازد، به آساني ميسر نيست. هرچند به رغم تمام كاستيها و نارساييها، در مجموع روند اداره امور مثبت ارزيابي ميشود و تمامي مسوولان حاضر خود را مكلف ميدانند با بهرهگيري از تجربيات گذشته و ارتقاي دانش و امكانات موجود، تحقق اهداف مورد انتظار از آن را نزديكتر و آسانتر سازند.
يكي از اهدافي كه سازمان در دستور كار خود قرار داده، تعامل گستردهتر و مطلوبتر با مخاطبان خود، اعم از دارندگان پروانهها، ساير فعالان اين حوزه و همچنين آحاد شهروندان به عنوان كاربران خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات ميباشد. پيش نياز شكلگيري شايسته چنين تعاملي، آگاهي مخاطبان از ساختار، وظايف و اختيارات و مجموعه فعاليتهاي كميسيون است.
وظايف و اختيارات كميسيون به شرح زير است:
الف- اصلاح و تجديد ساختار بخشهاي ارتباطي كشور.
ب- بهمنظور جلوگيري از ضرر و زيان جامعه و تحقق رشد و توسعه اقتصادي كشور، بخش غيردولتي، در قلمرو شبكههاي غيرمادر بخش مخابرات، شبكههاي مستقل و موازي پستي و مخابراتي با رعايت اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و حسب مجوز هيات وزيران اجازه فعاليت خواهند داشت.
ج- تعيين سياست نرخگذاري بر كليه خدمات در بخشهاي مختلف ارتباطات و فناوري اطلاعات و تصويب جداول تعرفهها و نرخهاي كليه خدمات ارتباطي در چارچوب قوانين و مقررات كشور.
د- تدوين مقررات ارتباطي كشور در چارچوب قوانين و مقررات كشور و اعمال و نظارت بر حسن اجراي آن.
ه- سياستگذاري در خصوص صدور مجوز فركانس و تعيين و دريافت حقالامتياز صدور مجوز در چارچوب قوانين و مقررات كشور.
و- تحقق اهداف موردنظر در بخش ارتباطات راديويي و راديو آماتوري.
كميسيون از افراد زير تشكيل مي گردد:
الف- وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات (رييس).
ب- معاون وزير و رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي (دبير).
ج- نماينده سازمان مديريت و برنامهريزي كشور.
د- نماينده وزارت امور اقتصادي و دارايي.
ه- سه نفر صاحب نظر مرتبط در امور ارتباطات و فناوري اطلاعات با پيشنهاد وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات و تصويب هيات وزيران.
برای آشنایی بیشتر با کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات اینجا را کلیک نمایید.








